الشيخ محمد آصف المحسني
42
روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى)
نگارنده در مورد حكم عقل عملى در مسايل علم اخلاق نظرى دارد كه شايد بخواندنش بيارزد . اولًا : عقل ، تمام مسايل اخلاقى را نمىتواند درك كند و لذا دائره تحسين و تقبيح او محدود است . ثانياً : در پارهاى از موارد قابل درك خود داراى شعاع زيادى نيست . مثلًا بارزترين حكم او حسن عدل و قبح ظلم است ، وقتى عدل را بوصول حق به صاحب حق تعريف كنيم و از حق و استحقاق بحث شود . عقل نمىتواند حدود آن را مشخص نمايد ، و لذا بايد براى تحديد آن بسوى دلايل ديگرى رفت مثلًا آيا ارزش اضافى حق سرمايه دار است يا حق كارگر تا ظالم بودن يك طرف مشخص گردد ( كارگر يا سرمايه دار ) حسن عدل و قبح ظلم سؤال فوق را جواب نمىدهد . ثالثاً : مجرد حسن و قبح عقلى در مجموع موارد فاقد ضمانت اجرائى مىباشد . غالب افراد را از چنگ و جاذبه غرايز سركش باطنى آن نجات داده نمىتواند و اين مطلب تقريباً مجرب و محسوس مىباشد . بنابراين تربيت ضامن معتبر اجرائى مىخواهد . « 1 »
--> ( 1 ) - دين اسلام هم ضامن اجرائى مىباشد و هم بيانگر تمام مسايل اخلاقى و حقوقى و هم اعتبار دهنده به حسن و قبح عقلى به قاعده ملازمه كه در علم اصول فقه و علم كلام ثابت شده است . قاعده ملازمه مىگويد هر چيزى كه عقل به آن حكم كند شرع نيز به آن حكم مىكند و اين قاعده در خصوص مشهورات مطلقه ثابت است نه مشهورات محدوده و نه خلقيات و نه در آثار غيرت و حميت و رقت و غيره . تفصيل آن در ص 176 - 190 ج 2 صراط الحق .